نقطه خلقت در حکمت اسلامی و مسیحی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

چکیده

نقطه آغاز برای اثبات مخلوقیت عالم وجود است. موجودات مشهود جهان ممکن الوجود، و در نتیجه معلول اند و برای وجود یافتن باید علتی داشته باشند. از آنجا که خداوند وجود اول است و کمال مطلق دارد به ضرورت باید علت ایجاد هر شیئی باشد که وجود دارد. حکیمان متاله این نوع وجود یافتن را خلق از عدم می نامند. بر رای این حکیمان عالم چه قدیم زمانی باشد چه حادث زمانی، با فعل خدا موجود شده است. عالم بر طبق علم خدا خلق شده است پس خلقت فعل آزاد است تنها غایتی که می توان برای اراده خدا تصور کرد وجود خاص اوست. با این حساب خلقت احسان خداست. خلق علی و مستقل، خاص خداست زیرا که تنها خدا وجود است و ذات او عین وجود است. متالهان در پاسخ این سوال که اگر جهان بر اساس کمال خداوند خلق شده و از آن بهره مند گردیده است پس شر از کجا در عالم راه یافته است؟ می گویند: به طور ذاتی در جهان شر یافت نمی شود آنچه شر انگاشته می شود عدمی، تبعی و عارضی است. این مقاله موضوع خلقت را بر اساس آرای متفکران مسلمان و مسیحی به ویژه، اکویناس، حکیم مسیحی و علامه طباطبائی، حکیم مسلمان مورد بررسی قرار داده است. هرچند حکمت مسیحی قرون وسطی و حکمت اسلامی با هم وجوه اختلاف و مغایرت دارند اما در اصل به م هم نزدیک اند زیرا در هر دو حکمت مدار همه چیز خداست از طرف دیگر متفکران مسیحی قرون وسطی آثار حکمای اسلامی را مانند فارابی و ابن سینا، می شناخته و از آن ها استفاده می کرده اند. بنابراین میان آنان نوعی هم زبانی و هم داستانی بوده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Creation in Islamic and Christian Theology

نویسنده [English]

  • saleh hasan zadeh
چکیده [English]

Existence is the starting point for proving the world being created. Visible creatures in the world are possible which are the effect of these changes, and for all there must be a cause. Since God is the primary existence and absolute perfection, it is necessarily the cause of everything that exists. Theologians call this "ex-nihilo". In their views, whether the world is temporal or eternal, it has been created by God. The world has been created accrording to the science of God which is, therefore, a free Act. In addition, the only end through which we can imagine the will of God is his special existence. Hence, creation is God's grace. The casual and independent creation are specific to God, because only God is existence and his essence is the same. Theologians in response to the question of If God has created the world based on perfection where the evil originates from state that evil can not basically be found in the world, and what is considered as evil is non-existence, conditioned and accidental. This paper is aimed at discussing the issue of creation from point of view of Muslim and Christian theologians and thinkers, especially Aquinas and Allame Tabataba'i. Despite the differences in the Christian theology of the medieval centuary and the Islamic theology, in principle, they are so close because both theologies revolve around Allah though Christian theologians and thinkers of the medieval centuary knew and used the works of the Islamic theologians such as Avicenna andAI-Farabi. Therefore, they share a similar theme and linguistic style.

کلیدواژه‌ها [English]

  • God
  • creation
  • end
  • contingenry (temporal
  • evil Christian and Islamic theology